خرید بک لینک

درباره سایت

عطر پاییز

امکانات وب

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست هفت قرن است در این مصر فراوانی نیست به زلیخا بنویسید نیاید بازار این سفر یوسف این قافله کنعانی نیست حال این ماهی افتاده به این برکۀ خشک حال حبسیه‌نویسی است که زندانی نیست چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش بشنوید از من بی چشم که کرمانی نیست با لبی تشنه و... بی بسمل و ... چاقویی کُند ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست عشق رازیست به اندازه آغوش خدا عشق آنگونه که میدانم و میدانی نیست

برچسب: نویسنده: رادین جلالی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 18:05

سلام بر نفس تو ۱۴۰۴/۰۴/۱۹، 23:13 سلام بر نفس تو به گاه جان دادنسلام بر حرکاتت به وقت افتادنسلام، آیۀ جاری صدای عطشانتسلام، رود خروشان نور، چشمانتسلام سبز درخشان، سپید رویندهسلام چشمۀ خونت همیشه پویندهسلام نام غریبت همیشه خون آورسلام خون خداوند، روح پیغمبرفرود آمده بودی که عشق برخیزدچکید خون نجیبت که شور انگیزدتپید جسم تو در خون که رود باقی ماندبرید دشنه گلویت، سرود باقی ماندشکفت خندۀ نازت بلا که می‌آمدگرفت اوج نمازت بلا که می‌آمدخزید دشنۀ دشمن که گم کند نامترسول نشر تو گردید، د

برچسب: نویسنده: رادین جلالی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 18:05

شب های سخت آذر امسال ۱۴۰۴/۰۹/۱۳، 2:12 شب دلگیریهوقتی نمیتونم حتی با مادرم درد دل کنموقتی نمیتونم حتی به بابام حرفی بزنم و بگه آره حق باتوئهوقتی نمیتونم به یکی زنگ بزنم و حرف بزنم تا شاید حالمو بهتر کنه...وقتی اطرافیان نمیفهمن چقدر حالم بده...وقتی اطرافیان نمی‌فهمن شرایط سخت یک مادرووقتی اطرافیان زحمات یک مادر رو به مسخره میگیرن وقتی شریک سالهای گذشته زندگیم مدام پا بذاره روی عقل و دل من... اون لحظه ها فقط میتونم بغض کنم، و بعد دندونام رو‌ محکم روی هم فشار بدم، و شاید برای چند

برچسب: نویسنده: رادین جلالی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 18:05

نرو ۱۴۰۴/۱۱/۲۸، 2:10 میشه نری...؟حداقل حالا نرو، حالا که هوا سرده بذار یه کم بعدپا که میذارم زمین یخهبه هر چی دست میزنم یخهرو تخت که دراز می کشم یخهبذار فکر کنم هستی، فکرم بره سمتِ تو، یخ نبندهنرو، خب...؟‌حالا نرویه وقتی برو که دلِ آدم بغل نخواد، لرزِ ش نگیرهیه جوری برو که جات سوز نیاد، آدم نَچاد، عطسش نگیرهبابام میگفت پیر اگه زمستونو رد کنه زنده می مونهبذار دلِ منم این زمستونو با تو رد کنه، دردش نگیرهنرو، خب...؟توو این سرما نروتوو این سوزِ لعنتی که میزنه به استخونا نرو !"ذهن ک

برچسب: نویسنده: رادین جلالی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 18:05

صفحه بندی